دنیای اقتصاد - علی قاسمی : اقتصاد ایران سالهای اخیر را با پیشگامی بازار دلار و طلا پشت سر گذاشته است. در دورههایی نیز بورس تهران بازدهی خارقالعادهای را خلق کرده است. اما اکنون با آغاز سال ۱۴۰۵، گروهی از تحلیلگران اقتصادی از پدیدهای متفاوت سخن میگویند؛ به عقیده آنها دوران طلیعهداری دلار و طلا به پایان رسیده و امسال بازار کالا میتواند شاگرد ممتاز بازارها باشد. اکنون این پرسش مطرح میشود که بورس کالا که کلمه «کالا» را یدک میکشد، چه نقشی در سبد سرمایهگذاران ایفا میکند. آیا با استقبال احتمالی معاملهگران از ابزارهای بورس کالا، نوبت رونق این بازار فرا رسیده است؟
پدیده جدید اقتصاد ایران؟
اقتصاد ایران طی سالهای اخیر با مجموعهای از فشارهای همزمان مواجه بوده است؛ رشد نقدینگی، کسری بودجه مزمن، محدودیتهای تجاری، افزایش هزینههای تولید، نااطمینانیهای سیاسی و منطقهای و همچنین اختلال در زنجیرههای تامین همگی چالشهایی را برای ایران به همراه داشتهاند. در چنین شرایطی با وجود شرایط جنگی کشور، برخی کارشناسان معتقدند که اقتصاد کشور در حال ورود به مرحلهای است که تورم کالاها میتواند از رشد بسیاری از داراییهای مالی پیشی بگیرد.
در نگاه نخست ممکن است این گزاره عجیب به نظر میرسد. در حافظه اقتصادی ایرانیان، معمولا دلار و طلا نمادهای اصلی حفظ ارزش پول بودهاند. هر زمان که تورم افزایش یافته، بخش بزرگی از سرمایهها به سوی بازار ارز یا فلزات گرانبها حرکت کرده است. بازدهی طلا به عنوان پادشاه بازارها در دو سال گذشته مصداق بارز این موضوع است. اما شرایط امروز تفاوتهایی با دورههای گذشته دارد. مهمترین تفاوت در این است که فشار تورمی تنها ناشی از انتظارات یا تحولات پولی نیست، بلکه بخش مهمی از آن به سمت بخش واقعی اقتصاد و هزینه تولید منتقل شده و شرایط جنگی نیز فشاری مضاعف را وارد آورده است. در بسیاری از صنایع، تولیدکنندگان با افزایش شدید هزینه مواد اولیه، انرژی، حملونقل، بیمه، تامین مالی و واردات تجهیزات مواجه شدهاند. این وضعیت موجب شده قیمت نهایی کالاها با سرعتی بیشتر از گذشته افزایش پیدا کند. از سوی دیگر محدودیتهای عرضه در برخی بازارها باعث شده شکاف میان عرضه و تقاضا گستردهتر شود. نتیجه این فرآیند، شکلگیری نوعی تورم کالایی است که میتواند حتی از نرخ رشد برخی داراییهای مالی نیز فراتر رود.
برخی اقتصاددانان معتقدند در شرایطی که اقتصاد با تنشهای منطقهای و ریسکهای ژئوپلیتیک روبهرو است، ارزش کالاهای واقعی افزایش پیدا میکند. در چنین فضایی، داراییهایی که به طور مستقیم به مواد اولیه، انرژی، فلزات، محصولات کشاورزی یا کالاهای اساسی و پایه مرتبط هستند، بیش از گذشته مورد توجه قرار میگیرند. زیرا سرمایهگذاران تنها به دنبال کسب سود نیستند؛ آنها تلاش میکنند قدرت خرید خود را در برابر تورم حفظ کنند.
از همین منظر است که بخشی از نگاهها به بورس کالای ایران معطوف شده است. بازاری که سالها بیشتر به عنوان بستری برای معامله مواد اولیه و محصولات صنعتی شناخته میشد، اکنون در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین مسیرهای سرمایهگذاری در اقتصاد ایران است. صندوقهای مبتنی بر طلا، گواهیهای سپرده کالایی، معاملات شمش، نقره و سایر ابزارهای مرتبط با کالاها در سالهای اخیر رشد قابلتوجهی را تجربه کردهاند. بسیاری از سرمایهگذاران ترجیح میدهند به جای نگهداری فیزیکی داراییها، از طریق ابزارهای مالی به بازار کالاها دسترسی پیدا کنند.
سال بورس کالا؟
اما آیا این روند به معنای آن است که سال ۱۴۰۵ را باید «سال بورس کالا» نامید؟ پاسخ به این سوال چندان ساده نیست. اگرچه نشانههای متعددی از افزایش اهمیت کالاها در اقتصاد ایران دیده میشود، اما همچنان نمیتوان نقش بازارهای سنتی مانند طلا و ارز را نادیده گرفت. تجربه اقتصاد ایران نشان داده است که در دورههای نااطمینانی شدید، نخستین واکنش سرمایهها حرکت به سمت طلا و ارز است. این داراییها به دلیل نقدشوندگی بالا و پذیرش عمومی، همچنان جایگاه ویژهای در ذهن سرمایهگذاران دارند.
با این حال تفاوت مهمی میان طلا و کالاهای مصرفی یا صنعتی وجود دارد. قیمت طلا علاوه بر شرایط داخلی، تحتتاثیر متغیرهای جهانی نیز قرار دارد. سیاستهای پولی بانکهای مرکزی بزرگ، نرخ بهره آمریکا، قیمت جهانی اونس و تحولات اقتصاد بینالملل همگی بر ارزش طلا اثر میگذارند. اما بسیاری از کالاهای داخلی به طور مستقیم از شرایط اقتصاد ایران تاثیر میپذیرند. به همین دلیل ممکن است در برخی دورهها قیمت کالاها سریعتر از طلا افزایش پیدا کند. علاوه بر آن در شرایط جنگی که اقتصاد ایران در آن به سر میبرد، تا حدودی تجارت با اختلال مواجه شده و از اینرو ممکن است کاهش تقاضای ارزی و تقاضای کالاهای واسطهای و مصرفی، در نهایت تورم بالاتری را نصیب بازار کالا کند.
در چنین سناریویی، بورس کالا میتواند به یکی از برندگان اصلی سال تبدیل شود. زیرا این بازار به سرمایهگذاران اجازه میدهد بدون درگیر شدن با مشکلات نگهداری فیزیکی کالا، از رشد قیمتها منتفع شوند. برای مثال، افزایش قیمت فلزات گرانبها، مواد اولیه صنعتی یا برخی محصولات کشاورزی میتواند به رشد ارزش ابزارهای مرتبط با آنها منجر شود. حتی در یکسال اخیر این امکان فراهم شده تا فعالان بازار کالا با دریافت کد بورسی اقدام به خرید گواهی میلگرد، مس، روی، قیر و سایر کالا کنند. درحالیکه هزینه و ریسک نگهداری در چنین شرایطی بسیار پایین است.
با این حال باید میان رشد قیمت کالاها و سودآوری قطعی سرمایهگذاری در بورس کالا تفاوت قائل شد. بازارهای مالی همواره تحتتاثیر عوامل متعددی قرار دارند. تغییر مقررات، سیاستهای دولتی، محدودیتهای معاملاتی و حتی کاهش نقدشوندگی میتواند بر عملکرد این ابزارها اثر بگذارد. بنابراین رشد قیمت یک کالا به معنای بازدهی یکسان برای همه سرمایهگذاران نیست.
آنچه بیش از همه توجه تحلیلگران را جلب کرده، احتمال ورود اقتصاد ایران به دورهای است که در آن «داراییهای واقعی» نسبت به «داراییهای مالی» برتری پیدا میکنند. دارایی واقعی به داراییای گفته میشود که دارای ارزش ذاتی و کاربرد اقتصادی مستقیم باشد؛ از طلا گرفته تا فلزات صنعتی، محصولات کشاورزی، انرژی و مواد اولیه همگی در زمره دارایی واقعی قرار میگیرند. در مقابل، داراییهای مالی مانند سهام یا اوراق بهادار بیشتر به انتظارات و شرایط بازار وابسته هستند.
اگر تورم کالایی به سطوح بسیار بالا برسد، ممکن است سرمایهگذاران بیش از گذشته به سمت این داراییهای واقعی حرکت کنند. در چنین فضایی حتی بورس نیز ممکن است به دو بخش متفاوت تقسیم شود؛ شرکتهایی که از تورم کالایی سود میبرند و شرکتهایی که تحت فشار افزایش هزینهها قرار میگیرند. به همین دلیل ممکن است عملکرد صنایع مختلف در بازار سرمایه تفاوت چشمگیری با یکدیگر داشته باشد. با این حال، ابزارهای بورس کالا میتوانند به عنوان بخشی از سبد سرمایهگذاری بورسبازان نقش مهمی را در پوشش ریسک تورم ایفا کرده و در نهایت بازدهی کل سبد را ارتقا دهند.
از منظر اجتماعی نیز گسترش تورم کالایی پیامدهای مهمی خواهد داشت. افزایش قیمت کالاهای مصرفی فشار بیشتری بر خانوارها وارد میکند و قدرت خرید طبقات متوسط و پایین جامعه را کاهش میدهد. در عین حال، صاحبان داراییهای مرتبط با کالاها ممکن است از این روند منتفع شوند. این شکاف میتواند آثار قابلتوجهی بر توزیع درآمد و الگوی مصرف در کشور داشته باشد.
شاید مهمترین ویژگی اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵ تغییر ماهیت نگرش سرمایهگذاران باشد. اگر در سالهای گذشته محور اصلی تصمیمگیری، انتخاب میان دلار، طلا و بورس بود، اکنون مفهوم گستردهتری در حال شکلگیری است؛ بازگشت به داراییهایی که ریشه در اقتصاد واقعی دارند. در چنین شرایطی کالاها دیگر تنها موضوع تجارت و تولید نیستند، بلکه به ابزاری برای حفظ ارزش سرمایه تبدیل شدهاند.
پاسخ به این پرسش که در تحولات سال ۱۴۰۵، بورس کالا میتواند نقش ویژهای داشته باشد و به رونق خوبی دست یابد، هنوز مشخص نیست. اما آنچه از هماکنون قابل مشاهده است، افزایش نقش کالاها در معادلات اقتصادی و سرمایهگذاری ایران است؛ نقشی که شاید بیش از هر زمان دیگری اقتصاد کشور را به سمت عصر داراییهای واقعی سوق دهد.